ميرزا فضل الله شيرازى ( خاورى )

723

تاريخ ذو القرنين ( فارسى )

دريد جامهء جانش اجل ز كينه بلى * قبا لباس جهانى چو مرگ شد خيّاط [ 410 ] رقم ز خاورى افتاد « 1 » سال رحلت او * به روى دنيا برچيده شد بساط نشاط تاريخ وفات ميرزا خانلر مازندرانى بُريد آن ميرزا خانلر در آسيب و با از جان * دو صد افسوس از آن فرّخ دبير راد نيكوفر فريدون داشت نام و ميرزا خانلر لقب از آب * دريغ از آن سرافراز و فريدونِ فريدون‌فر به ملك كشور مازندران اشرف زِ هَر اعلى * به مرز بندپى ز آبا و اجداد آمده سرور پدر او را ز رفعت رشك خورشيد جهان‌آرا * پسر او را ز دانش صهر داراى جهان داور به دفترخانهء دولت به كتّاب آمده باشى * به خطّ و ربط ز ابن مقله و صابى شد افزون‌تر ز شور جود و همّت تالى قاآن شد و حاتم * ز فرط زهد و تقوى ثانى سلمان شد و بوذر ز لفظ او گواهى رتبت هر بينوا مسكين « 2 » * ز كلك او سياهى زينت اين نيلگون منظر به شوق طلعت او آمدى خور از افق بالا * عجب نبود كه خور بيرون نيايد ديگر از خاور و با آمد به رى افتاد در آرامگاه كى * بسى اشراف از وى طى چه از مهتر چه از كهتر « 3 » چو رفت از دار دنيا خاورى مىجست سال وى * خرد بنوشت تاريخش كه حيف از ميرزا خانلر

--> ( 1 ) . ملى : « افتاط » ( 2 ) . مجلس : « مشكين » ( 3 ) . مجلس : « چه از كهتر چه از مهتر »